|
ماجراهای دوران نامزدی ما زیر یک سقف عشق یعنی با هم یه وبلاگ درست کنیم
| ||
|
|
سلام دوستای گلم.ببخشید دیر شد.توضیح میدم الان.گفتم که عروسیه عمومه.سه شنبه شبحرکت کردیم و صبح8رسیدیم.منم که چون حوصله نداشتم تهران نرفتم خرید.ولی اونجا هی مامانمینا اغفالم کردن و از10صبح رفتیم خرید.اول واسه ایلیا یه پالتو خریدیم که جبران دزدی بشه.بعدش تا شب گشتم ولی چیزی پیدا نکردم و زن خوبی شدم و از خیر لباس جدید گذشتم.و قرار شد پیراهنی رو که فقط2ساعت پوشیده بودمو بپوشم.ارایشگرمم که فهمیده بود عروسی عمومه خودش واسم وقت داده بود.ببینین چقد محبوبم.شب قبل عروسی قرار شد بریم خونه عموم.مادر شوهره زنگ زد که ما خونه خواهرمیم که عروسه تازش اومده شمام بیاین ایلیا کلی دعواش کرد.ولی مامانم مجبورمون کرد بریم.رفتیم.مادر شوهره هی محبت میکرد.ولی صاحب خونه دریغ از یه پذیرایی.خیلیبهم برخورد و قرار شد دیگه نریم اونجا.از اونجا رفتیم خونه عموم.عروسش از یه شهر دیگه وقت ارایشگاه گرفته بود.برف میبتریدو عموم نگران فرداش بود.منم فداکار و گفتم اگه جاده بسته شد من وقت ارایشگاهمو بهش میدم.صبحی پاشدم برم حموم مادر شوهره فتوا داده برین خونه بابابزرگ ایلیا سر بزین منو میگین کاردم میزدی خونم در نمیومد.اجباری رفتیم و زودی برگشتیم.رفتم ارایشگاهو.برای اولین بار دو ساعت قبل موعد اماده شدم.اول کلی با ایلیا عکس انداختیمو رقصیدیم بعد رفتیم عروسی.موقع شام یهو جیغ کشیدن که گربه اومده تو سالن.داشتیم سکته میکردیم.بعد شام ایلیا هم اومد بالا کلی با هم رقصیدیمو خوش گذشت.فیلمبردارم که اشنامون بود هی عکس میگرفت که به کلیپ عروسیمون اضافه کنه.اونجا همه رنگ موهامو میپرسیدن که کجا گذاشتی خوشگله و این حرفا.شب که اومدیم خونه ایلیا داشت سنجاق موهامو باز میکرد که موهام گره خورد و مجبور شدیم قیچی کنیم.چشم مردم دارن؟فرداشم پاتختی نرفتم موندم پیش بچم که واسه امتحانش درس بخونه.یکشنبه شبم راه افتادیم برگردیم تهران که اتفاقاتی افتاد تو پست بعدی مفصل میگم.راستی همینجا میگم ایلیای عزیزم خیلی دوست دارم و مرسی که تو عروسی به خاطر خوش گذشتن به من کلی سنگ تموم گذاشتی و برخلاف ایده خانوادت با هام رقصیدی.مرسی.هیچ وقت فراموش نمیکنم طبقه بندی: زندگی مشترک، برچسب ها: عروسی، رقص، پاتختی،
اندکی شانس خریداریم.دوستان زیاد به نگارش این متن گیر ندین.هدف فقط خالی شدنه.سرم شلوغه.اول از همه جمعه عروسیه عمومه.و ما ها تازه امروز فهمیدیم.فکر کن.فردا داریم میریم تا یک شنبه.اما شانس.این ماه یعنی اخره خوش شانسی بود.اول از همه لپ تاب ایلیا خراب شد.بعدش ماشینمون خراب شد.اونم جاییش که گارانتی نبود.450تومن خرج گذاشت رو دستمون.شبش یه جای دیگش خراب شد.3روز بعد انژکتورش.ایلیا امروز کلی واسه امتحان خونده بود که نگرفتن.از اونورم نمیدونم چطوری شده دزد به ماشین زده و پالتوی نو ایلیا رو با کلیداش برداشته.جالبه این ماه 140تومن دادیم قفل خونه رو عوض کردیم.پالتو هم که هفته پیش خریدیم.بعد این صاحب خونمون ماشین نداشتن قرار شد مامانم باهاشون بحرفه ما ماشینو بزاریم تو حیاطشون.اونا هم همین عصری رفتن ماشین خریدن.جریمه ماشینم رفته به ادرس خونه باباش همه ملت فهمیدن ما با چه سرعتی رانندگی میکردیم.امروز که فهمیدیم عروسی عمومه از اونور یکی از فامیلای ایلیا فوت کرد.طرف 2ماه بود از وقتش گذشته بود.با این همه اتفاق ایلیا فردا امتحان داره.منم که با ملک الموت "دکتر ش"درس دارم.حال بیابید پرتقال فروش را.اقا اصلا به ما پول پس انداز کردن نیومده.همه این اتفاقا هم از موقعی شروع شده که ما تصمیم گرفتیم پول پس انداز کنیم.هم اکنون نیازمنده دعاهای شماییم. ![]() طبقه بندی: از این در و از اون در، برچسب ها: ماشین، دزد، پالتو، قفل در، امتحان، عروسی، سلام سلام سلام. سلامی به گرمیه همین روزهای گرم تابستونی.سلامی به گرمیه نمره های توی کارنامه ها.سلام به دوستای گلمون.سلام به دوستایی که کنکور دادن و منتظر نتیجش هستن(ذوق مرگ شدم!!) اول یه معذرت خواهی به خاطر اینکه خیلی وقته نبودیم و آپ نکردیم.به خدا سرمون خیلی شلوغه از یه طرف امتحانات و از یه طرفم تدارکات مراسم عروسیمون.امروز چندمه؟آها 21!درست 15 روز مونده به عروسی!وای خدا!!!!! امروز رفتم کارت های عروسیمون رو گرفتم.خیلی حس خوبیه وقتی آدم کارت عروسیه خودش رو به دستش میگیره!یواش یواش داره باورم میشه که دارم مرد میشم( 6 مرداد عروسیمونه.جای همتون خالی.واسه 8ام هم بلیط گرفتم واسه مشهد که اول زندگیمون رو با زیارت امام رضا(ع) شروع کنیم.اونجا هم جاتون خالی.بعد ماه رمضون هم بلیط گرفتم بریم کیش یه حال و هوایی عوض کنیم.شرمنده ی نیوشا جون شدم آخه میخواست ماه عسلمون و بریم اسپانیا ولی به خاطر من نشد.آخه خدمت مقدس سربازی نرفتم هنوز(آخ بهونه به این بزرگی)!!!این تبصره ی وسیقه گذاشتن رو هم که حذفش کردن خدارو شکر! خب سرتون رو درد نیارم.یه سورپرایز هم واسه شما دارم.اگه گفتین!!! هممتون عروسی دعوتین.اینم کارت دعوتتون.منتظرتونیم.
دوستتون داریم(ایلیا و نیوشا) طبقه بندی: زندگی مشترک، برچسب ها: کارت عروسی، عروسی، مشهد، کیش، اسپانیا، ماه عسل، بلیط مشهد، هواپیما، ایران ایر، خدمت سربازی، ماه رمضان، امام رضا(ع)، کارت دعوت، [ سه شنبه 21 تیر 1390 ] [ 05:48 ب.ظ ] [ ایلیا ]
|
|
| [ طراح قالب : ایلیا ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||